صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

 
  به وبلاگ سیمرغ خوش آمديد!

منوی اصلی
لينکهاي سريع

آرشیو ماهانه
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
آبان ۸۸
اسفند ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦

لينک دوستان

لوگوی دوستان



توضیحات


آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin




تبلیغات





آموزش ساخت يک سريال اشک‌آور در سه سوت!

چشم آبی‌ها در اولويت هستند!

خانواده‌ فقير سريال در يک خانه‌ ويلايی حدودا پنج هزارمتری در حوالی قلهک و يا زعفرانيه ( كه خدا تومن می‌ارزد) ساكنند. اين ويلا باغ دارد ولی باغبان ندارد. يكی از نشانه‌های بارز فقير بودن ساكنين اين‌است كه يكی از موزاييک های باغ حتما بايد شكسته باشد.

برای صرفه‌جويی در تعداد بازيگران بهتر است از همان اول پدر خانواده مرده باشد و فقط به صورت عكسی روی ديوار نشان داده شود و يا اگر بودجه باشد، پدر باشد، ولی در همان قسمت‌‌های اول به ديار باقی بشتابد.

حوض مدل قديمی جلوی خانه از واجبات است كه در عزا و عروسی كاربرد دارد. گوسفند قربانی آخر سريال به شير اين حوض بسته خواهد شد.

با اينكه آشپزخانه‌ بزرگی در ساختمان هست ولی برای نشان دادن فقر، بهتر است ظرف‌ها حتما كنار همين حوض شسته ‌شوند. همين‌طور سبزيجات و ميوه‌ها!

جميع اناث سريال دماغشان عمل كرده و سربالاست. بين ابروها بوتاكس زده شده. گونه‌ها مصنوعی و ابروها شكاف داده شده تا دمشان به طرف بالا برود. تاتوی ابرو و دور چشم و دور لب انجام شده ولی مرتب آه و ناله می‌كنند كه خرج عمل قلب دختر خانواده را ندارند. يا پول ندارند برای پسر كوچك خانواده كتاب درسی بخرند.

زنان فقير سريال موقع خواب آرايش غليظ روی صورت دارند، گويا قرار است پدر خانواده كه در قيد حيات نيست به خوابشان بيايد. شام نخورده‌اند ولی لپشان از رژ گونه‌ غليظ ٬ گل انداخته ‌است.

پسر بزرگ خانواده حتما بايد موهايش بلند و ژل‌زده باشد. چشم‌آبی‌ها برای گرفتن اين نقش ارجحيت دارند. برادر فقير كفش‌های مارک‌دار نايک و آديداس اصل به پا دارد كه ممكن است پاشنه‌هايش را برای نشان دادن بهتر فقر خوابانده باشد. ساعت رادو يا تيسوت دستش باشد و از همه مهم‌تر، پسر بزرگ خانواده حتما بايد معتاد باشد!

دايی خانواده حتما پولدار است و گاهی كه خانواده فقير زيادی به خنسی می‌خورد ( بدهكاری زياد به سوپر سر محل) يا قرار است برای دختر خانواده خواستگار بيايد مثل سوپرمنی سرو كله‌اش پيدا می‌شود. زن‌دايی بهتر است كمی بدجنس باشد و گاهی از كار دايی ممانعت كند تا قصه جذاب‌تر شود. دايی بايد حتما دستمال گردن زير پيراهنش بسته باشد. آپارتمانش 150 متری و اتومبيلش پرايد هم بود، بود! وقتی ما می‌گوييم خيلی پولدار است، تماشاگر باور می‌كند.

مادر خانواده حتما بايد شب و روز خياطي كند. (بچه‌ها حتی اگر سی سالشان هم باشد نبايد سركار بروند تا فقر بهتر نشان داده شود). چرخ خياطی سينگر قديمی هندلی و بدون موتور برقی پيشنهاد می‌شود. گاهی مادر بايد خوابش ببرد روی چرخ و دخترش بيايد بيدارش كند و كمی همديگر را بغل كنند. ( گريه را می‌گذاريم برای مرحله بعد).

                       

 پايان خوب و خوش سريال!

تصادفا(!) برای دختر خانواده خواستگار پولدار و تحصيل‌كرده و خوش‌تيپ و همه‌چيز تمامی پيدا می‌شود كه خبر از فقر و بی‌جهازی و ناراحتی دختر ندارد. پدر و مادر پسر هم بايد چشمشان دنبال زمين پنج‌هزار متری خانه باشد.

اينجاست كه دختر و مادر بايد بغل هم گريه كنند كه وای اگر پسر بفهمد كه دختر عمل قلب می‌خواهد و يا جهيزيه ندارد می‌رود سراغ دختر ديگری و دختر فقير قصه‌ ما بی‌شوهر می‌ماند.

با وجود گرانی گوشت و لپه و ليموعمانی و ...  غذای خانوداه  فقير سريال هميشه خورش قيمه‌ است با پلوی كيلويی دوهزار تومنی‌ كه با زعفران مثقالی سيزده ‌هزار تومن و خلال بادام کیلویی دوازده هزار تومن به طور مبسوطی تزئين شده و دايی قصه اين غذا را به پيتزاهايی كه بچه‌هايش سفارش می‌دهند و غذاهای زن رژيمی‌اش ترجيح می‌دهد.

خواستگاری حتما بايد چند بار تجديد شود و هر دفعه دسته‌ گل داماد بايد به گوشه‌ای پرتاب شود تا نشان بدهند خانواده‌ی فقير سريال بسيار غيرتمند و مغرور هستند. اما وقتی خواستگار می‌رود ٬ می‌نشينند نقشه می‌چينند كه چطور او را كاملا به دام بيندازند !

خرج عمل دختر را خواستگار بايد تأمين كند آن‌هم بدون اطلاع پدر و مادرش. بايد از گاوصندوق كارخانه‌ پدر بدزدد يا طلاهای مادرش را كش برود و آب كند. ( دايی در اين مرحله هيچكاره‌است).

اوج دراماتيک داستان وقتی‌ست كه مادر و پدر خواستگار می‌فهمند كه پسرشان خرج عمل يک دختر فقير مريض را داده آن هم از پول دزدی ! در اين مرحله دختر و مادر و خواهر مرتب در بغل يكديگر گريه سر می‌دهند. اين سكانس بايد جوری بازی شود كه تماشاگر به هق‌هق بيفتد.

پسر معتاد خانواده به ناگاه به صرافت ترک اعتياد می‌افتد و يک‌هو متحول می‌شود. می‌رود الكی دو سه نفر را لت و پار می‌‌كند كه نشان دهد خواهرش چندان هم يتيم و بی‌كس نيست.

اينجاست كه به كمک برادر و دايی قصه، پدر و مادر خواستگار متحول می‌شوند. برادر را در كارخانه‌شان استخدام می‌كنند و يک بار ديگر با دلی شاد و لبی خندان به خواستگاری دختر می‌روند.

روز عروسی خانه‌ ويلايی با ريسه‌های لامپ با سرپوش پلاستيكی تزئين شده. عده‌ای پسر غريبه مشغول چيدن ميز و صندلی كرايه‌‌ای هستند. گوسفندی بغل حوض به شيرآب بسته شده و دايی دارد به او علف می‌دهد و در ديالوگی می‌فهميم كه پولش را او داده. ميوه ‌ها در حوض غوطه‌ورند كه همسايه‌ی سمت چپی و سمت راستی با چادرهای كدری كه معلوم نيست تا حالا كجا بوده‌اند ، مشغول صيد ميوه‌ها با سبد پلاستيكی هستند.

عروس و داماد با بنز گل‌زده از راه می‌رسند و...

سريال صد قسمتی سيمای فقر به خوبی و خوشی به پايان می‌رسد و همه‌ مردم بعد از مدت‌ها شب سر راحت بر بالين می‌گذارند.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ

نظرات ()

مطالب پیشین

اگر فرزند دختر می‌خواهید ، این خوراکی ها را میل کنید
10 شهر فراموش‌شده تاریخ
دایی
روش هایی برای کتابخوان کردن کودکان
مردان بیشتر از زنان دروغ میگویند
اسم شما چه رنگی است؟
خطر خوردن عسل برای کودکان زیر 4 سال
فوائد داشتن دماغ بزرگ!
تأثیر گذارترین فرد در تاریخ بشریت
وطن

درباره



 
درباره :
پروفایل مدیر : دایی علی

لوگوی ما
سيمرغ


نویسندگان همکار

دایی علی


جستجو

     

صفحات وبلاگ 

عکس خصوصی گلاب آدینه



صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب

 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by simorgh19

Design By : wWw.Theme-Designer.Com