صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

 
  به وبلاگ سیمرغ خوش آمديد!

منوی اصلی
لينکهاي سريع

آرشیو ماهانه
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
آبان ۸۸
اسفند ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦

لينک دوستان

لوگوی دوستان



توضیحات


آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin




تبلیغات





تصاوير چهار فصل به اين ميگن - نگاه كنيد

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku

Cztery pory roku


  سیمرغ 

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در پنجشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ

نظرات ()

عكس هندوانه و طالبی و ميوه های عجيب ژاپنی

Funny Shaped Japanese Watermelons

  

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در پنجشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ

نظرات ()

قطره های زیبای باران !!!

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ

نظرات ()

يک مطلب واقعا خواندنی

.:: خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانيد ::.

 

١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش می‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى می‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوی نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.


اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار می‌آمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود میرسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر میرسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمی‌کني؟
ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.


اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگی به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال می‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار می‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسی‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 
البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسی‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بی‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.

بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق می‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزی‌هاى ديگرى هستى.

بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.
به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک می‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها می‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!
 
سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ

نظرات ()

باز هم تبليغ ٬ اما اينبار تبليغ اتومبيل!

 
تبليغ فولكس واگن
 
 
تبليغ اُپل
 
  
پوستر سیتروئن
 
 
تبلیغی خلاقانه برای BMW سري 3
 
 
و تبليغی خلاقانه برای
AUDI Quattro
 
تبليغي خلاقانه براي AUDI Quattro!
 
سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ

نظرات ()

جواتیسم چیست!؟

جوات (يا به روايتی جواد) كلمه‌ای قديمی و صاحب يك فرهنگ خاص است. امكان توضيح اين فرهنگ وجود نداشته و شرق شناسان و جامعه شناسان بسياری در وصف آن سر به بيابان گذاشته اند.

شخص جوات، دارای يك پيراهن ميكروپيچ (نوع خاصی از پارچه پيج اسكن) به رنگ بنفش با يك شلوار خانواده (شلواری كه آنقدر گشاد و دارای پيله (پليسه) است كه یک خانواده  12  نفری داخل آن جا می گيرد) مشكی رنگ و از جنس كرپ است. كمربند چرمی با يك سگك كه اندازه آن حداقل به اندازه يك پيش دستی يا نعلبكی بزرگ است. كفشهای چرمی پاشنه تخم مرغی (قيصری) كه پاشنه آنرا خوابانده، بدون جوراب. دسته كليد بزرگی به اندازه تمام كليدهای زندان اوين به كمك يك زنجير به بند شلوارش وصل شده و در جيب شلوارش مقادير كافی اسلحه سرد از جمله پنجه بوكس، چاقو ضامن دار (دسته زنجان)، تيغ، زنجير و ... در كنار يك عدد لنگ (دستمال يزدی) موجود است، كه البته لنگ گاهی آويخته به گردن، گاهی دور دست و گاهی در جيب اوست. يقه پيراهن او حداقل تا ناف باز است و دکمه ها فقط جنبه تزئينی دارند. ضمناً يقه پيراهن كاملاً چرك بوده و تقريباً سياه رنگ می‌باشد .

ساعت سيكو  5  بر يک مچ و مچ‌ بند چرمی مشكی بر مچ ديگرش دارد كه زير آن اسم مريم، ليلا، محبوبه يا اسم دختر ديگری كه آخر معرفت و مرام بوده ولی نارو زده و رفته، خالكوبی شده است. امتداد اين خالكوبی گاهی به روی دست و انگشتان و ساعد و بازو هم كشيده ميشود... در انگشتانش اغلب تعداد كافی انگشتر و در دستش يك تسبيح دانه درشت يا زنجير نازک جهت سرگرمی موجود است. اغلب ريش ستاری و سبيل، يا سبيل چخماقی دارد، و در صورتی كه سبيلش تراشيده شود تا چند روز نميتواند به راحتی تعادل خود را حفظ كند. موهای او هميشه مرتب، چرب و پشت مويش تا پائين يقه‌اش بلند می‌باشد. (مدل سیاوشی) روی صورت و دستهای اين شخص اغلب جای چند بخيه مشاهده می‌شود که حاکی از تعدادی نزاع می باشد . يک زنجير طلا كه به آن بر حسب سليقه يک آويز با طرح شمشير، اسم يک دختر، يا هر چيز ديگری متصل است به گردن دارد. يک طرف سينه او قلنبه است چون در جيب پيراهنش يك پاكت سيگار خفن از جمله سيگار مگنا دارد.

اين قبيل افراد اگر سوار سی‌جی‌‌125 نباشند، اكثراً در يک دستگاه خودرو با مشخصات ذيل مشاهده می‌شوند: اين خودرو اغلب يک پيكان مدل قبل از  52، بدون تصادف و رنگ خوردگی، به رنگ سبز يشمی، قرمز جگری يا پيكان جوانان ليمويی و اخيراً گاهی پيكان صفر سفيد يخچالی ميباشد، معروف به Full Javaad Sysytem.

معمولاً كمک فنرها خوابيده و خودرو روی زمين ميخزد، درها كاملاً رگلاژ و با يک اشاره كوچك بسته می‌شوند، تعداد زيادی آينه در آن كار گذاشته شده، كه حد اقل آن عبارت است از: آينه‌های استاندارد خودرو، دو عدد آينه بغل محدب، يك آينه محدب عريض  (50  سانتيمتری) در وسط، دو عدد آينه در طرفين داشبورد در داخل، دوعدد آينه روی گلگيرها، دوعدد آينه گرد محدب كوچك در دو گوشه بالای شيشه جلو. يک عدد كله عروسک كه قبلاً داده اند منزل (عيال محترم، همسر آقای جوات!) آنرا آرايش كند آويزان است. علاوه بر اين كله، اشيای زياد ديگری نيز در اين آويزگاه به چشم می‌خورد از جمله يک قرآن كوچك، انواع اشيای فلزی زينتی و اخيراً انواع بوگير و خوشبو كننده اتومبيل. همچنين در دو طرف شيشه جلو، و سمت چپ شيشه عقب، انواع پرچمهای كوچك و تبليغاتی شركتهای اتومبيل‌سازی، و پرچمهای كشورهای مختلف زير هم رديف شده‌اند. لازم به ذكر است كه تودوزی اين خودرو فابريک بوده و روی آن يك روكش كرک‌دار به رنگ مشكی كشيده شده است.

جلوداشبورد و قسمت داخلی دربها از جنس چوب و فابريک كارخانه‌ای می باشد. اين چوبها هميشه پارافين زده، براق و تميز هستند. در بخش داخلی دربها، جائيكه شيشه بالابر نصب شده، تمام سطح از يک نايلون محكم و بيرنگ يا آبی كمرنگ پوشيده شده و زير آن عكسهای انواع هنرپيشه‌های هندی، راكی، آرنولد، شكيلا، گوگوش و ... موجود است. روی درب جاسيگاری جلو (كه بالای ضبط قراردارد) يک عكس عروس و داماد (عكس عروسی آقای جوات) نصب شده كه اگر مرد غريبه سوار شود درب جاسيگاری را باز می كنند تا عكس اندكی رو به پائين شده و توسط نامحرم ديده نشود... كليد كوچكی روی درب داشبورد موجود است (كليد داشبورد) كه يک جاكليدی مناسب و حجيم به آن آويزان می‌باشد.

سيستم صوتی اين خودرو از نوع دالبی استريو می باشد. ترجيحاً سونی  56، (سوني  60  ساخت بازار مشترک و ارزان قيمت‌تر است) يا در صورت وجود امكانات مالی، يک سيستم CD CHENGER  در صندوق عقب. به هر حال دو عدد باند بزرگ مارک جوادی (معروف به خربوزه‌ای) زير شيشه عقب و دو عدد داخل دربهای جلو، و دو عدد تويیتر كوچک در دو طرف بالای شيشه جلو. در صورت امكان نوار گوپس گوپس، نواری كه فقط صدای سنج از آن شنيده شود، يا جواد يساری و حميرا گاهی داريوش و هايده و گوگوش هم شنيده شده است. دو عدد بوق بنزی و دو عدد پروژكتور بسيار قوی جلوی خودرو نصب شده است. توجه داشته باشيد كه شخص جوات بسيار نسبت به خودروی خود حساس و غيرتی بوده و آنرا بالاتر از ناموس خود می‌داند. لازم به تذکر است که روی سقف ماشین یک باربند بزرگ نیز در اغلب موارد دیده میشود. در قسمت اگزوز هم یک سری اگزوز باصدای زنبور وجود دارد. یک چراغ پر نور آبی رنگ یا بنفش رنگ نیز در زیر ماشین در قسمت مرکزی وصل است. ( با تشکر javat sport )

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ

نظرات ()

پیدایش عجایب هفتگانه جهان

عجایب هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی عصر باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به همعصران خود معرفی کند.

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه
عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:
هرم بزرگ جیزه، بـــاغهای معلق بابل، نیـــایشگاه آرتمیس، تندیس زئـــوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...

تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده است که به سده ۵ پیش از میلاد برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تمام چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطی تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفتگانه اشاره شده است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفتگانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. عجایب هفتگانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت هفتم

 7- اهرام مصر (هرم بزرگ جیزه)

هرم بزرگ جیزه یا هرم خوفو یا هرم خئوپس بزرگترين هرم در بين اهرام مصر است. اين بنا که قديمی ترين و بزرگترين بنا در بين عجايب هفتگانه می باشد تنها بنايی است که در حال حاضر وجود دارد. هرم خوفو در ۲۹۰۰ سال قبل از ميلاد ساخته شده و ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده است. اين هرم بلند ترين بنای ساخته شده دست بشر از 4400 سال پيش تا سال 1889 بود، زمانيکه برج ايفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمين شهری عظيم می باشد. بيشتر سنگ های بکاررفته در اين بنا به بزرگی سنگهای عظيمی هستند که بوسيله کاميون حمل میشوند. سطح خارجی زمختی که ما امروزه از اين هرم می بينيم مقبره فرعونی بنام خوفو(خئوپس) بوده که در آن زمان پوشيده شده از سنگهای آهک صيقلی و زيبايی بوده است. فرمانروايان بعدی اين سنگهای با ارزش را متعاقبا برای ساختن بنای خودشان می دزديدند. اين عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که 138 متر است برسد. هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است. اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است.

  

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت ششم

 6- باغهای معلق بابل (عراق)

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هر دوی این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰ پیش از میلاد ساخته شده است. این آثار در نوشته های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغها مطلبی ذکر نشده است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته٬ ولی در حکاکی های موجود در آن نواحی روش های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده است آورده شده است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده است ساخته شده اند٬ آمیتیس دختر شاه ماد با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می آمد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود. بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد. کلمه معلق که برای این باغها استفاده می شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است.

 

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت پنجم

 5- تندیس غول پیکر رودس (يونان)

غول رودس نام تندیسی است از هلیوس خدای خورشید که بقولی در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس معروف گشته‌است. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها ۵۶ سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده است. بنا به گفته تاریخنگاران این تندیس عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار می‌رفت.

یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس، کامیروس و لیندوس بوده است. در ۴۰۸ پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال ۳۰۵ قبل از میلاد آنتیگونی‌های مقدونیه، رودس را محاصره کردند تا این ارتباط تجاری را از بین ببرند.

آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال ۳۰۴ قبل از میلاد، آنتیگونی‌ها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس ۱۲ سال طول کشید و در سال ۲۸۲ قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین‌لرزه شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیفترین بخش آن - زانوهای غول - شکست.

امپراتور مصر هزینه تعمیر آن را به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد. باقیماندهٔ تندیس بیش از ۸۰۰ سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عربها به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال ۶۵۴ پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. آنها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که ۹۰۰ شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند.

 

 

 

.

با توجه به ارتفاع تندیس و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که تندیس پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر بندرگاه نشده است، به نظر میرسد که تندیس یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته می‌شود از آب دور بوده است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده است.

پروژه ساخت تندیس به چارز اهل لیندوس (Chares of Lindos) تندیسگر سپرده شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی تندیس را قالب ریزی می‌کردند. پایه تندیس از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده است. ساختار تندیس به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از آهن و سنگ، پدیدار می‌شد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخش‌های بالایی تندیس، در اطراف آن ساخته شد که پس از پایان کار برچیده شد. تندیس در پایان ۳۳ متر ارتفاع داشت که بر روی پایه‌های مرمرین به بلندی ۱۵ متر قرار گرفت. گفته می‌شود عده کمی می‌توانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در جمعه ٢٢ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت چهارم

4- فانوس الکساندريا

فانوس الکساندريا يکی از بزرگترين شاهکارهای روزگار باستان می باشد . ارتفاع اين بنا حداقل به اندازه يک ساختمان 40 طبقه امروزی بود و برای 16 قرن پا بر جا بود. بر خلاف 6 عجايب ديگر، فانوس الکساندريا استفاده های عملی بسياری داشت. اين بنا به کشتيهای دريانوردی کمک می کرد که اسکله ها را براحتی پيدا کنند و با ايمنی کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه های خطرناک دقيقا در خارج از بندرها قرار داشتند. ارتش نيز از اين فانوس برای پيدا کردن کشتيهای دشمنان استفاده می کرد. اين بنا ظاهرا ساختار جامدی داشته است و براي 1600 سال باقی بوده است اما با وجود اين بر اثر طوفانهای دريايی زمستانی و زلزله های بسيار از بين رفته است. فانوس الکساندريا دو نوع برج ديده بانی داشت که در نوک آن قرار داشتند. اين فانوس سه عنصر ساختماني داشت ، پايه مستطيل شکل، قطعه ميانی هشت وجهی، و قسمت بالای آن که استوانه ای شکل است و برجهای ديده بانی در آنجا قرار دارند. تقريبا ارتفاع اين سه قسمت به 110 تا 180 متر می رسيد. بجز اهرام مصر فانوس الکساندريا بلندترين ساختمان جهان بود البته تا زمانی که برج ايفل در 1889 ساخته شد.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در پنجشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت سوم

 3- مقبره هاليکارناسوس (ترکيه)

 

مقبره هاليکارناسوس در 4 قرن قبل از ميلاد نه تنها بسيار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زيبايی با ستونها و مجسمه ها تزيين شده بود. سقف اين مقبره با مجسمه هايی از اسبها تزيين شده بود اسبهايی که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتميسيا را می کشيدند. ارتفاع اين مقبره مرمری به اندازه يک ساختمان 14 طبقه بود. از نقطه نظر استراتژيکی دامنه کوه درست مشرف به هاليکارناسوس و خليج آن بود. ملکه آرتميسيا فرمان ساخت اين مقبره را در هاليکارناسوس برای همسرش در 353 سال قبل از ميلاد صادر کرد. ملکه اين بنا را برای قدر دانی از همسرش ساخت و به اين منظور بهترين هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد. شاه ماسالوس تنها حکمران ايالتی معمولی در بين امپراطوری های عظيم ایرانی در 2300 سال پيش بود . ملکه آرتميسيا دو سال پس از همسرش، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت. او در کنار شاه در مقبره هاليکارناسوس دفن شد. اين بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از ميلاد بر اثر زلزله فرو ريخت.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت دوم

 2- مجسمه زئوس (یونان)

تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبی در جنوب غربی يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را می پرستيدند و در زمانهای مشخص به افتخار او جشن هايی بر پا می كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشی هم انجام می شد. از نظر ساكنان دنيای قديم اين بازيها خيلی مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاری مسابقات، جشن ها متوقف می شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آسانی خود را به محل مسابقات برسانند.

مجسمه زئوس خداي يونان در المپيا يکی از عظيم ترين مجسمه های جهان است . اين اثر در 450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه ساز معروفی بنام فيدياس ساخته شد اين هنرمند همان کسی بود که مجسمه خدای آتنا را هم برای معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن اين مجسمه را از عاج فيل و ردا و موها و ريشش را از طلا ساخته بودند . اين اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس برخورد می کرد . فيدياس با اين کار می خواست اقتدار و نيرومندی زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر می رسيد قرار داشت . 72 ستون خارجی اين معبد که به سبک معماری قديم يونان بودند اين معبد را دارای معماری خيره کننده ای کرده بودند . سنگفرش آن نيز با مجسمه های بی نظيری تزيين گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در اين معبد قرار داشت تا هنگاميکه بعضی از يونانيها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته اين زياد طول نکشيد چرا که محل جديد نيز در آتش سوخت و اين مجسمه برای هميشه از بين رفت.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در سه‌شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ

نظرات ()

عجايب هفتگانه دنيا - قسمت اول

سلام٬

از امروز هر روز به مدت هفت روز عجایب هفتگانه جهان کهن رو پست میکنم. البته این کار رو بیشتر از بقیه دوستان به خاطر طوطیا انجام میدم٬ چون خیلی وقت پیش ازم خواسته بود و  من وقت نمی کردم. بلکه از خر شیطون پیاده شه و چهار تا پست تو این خراب شده بذاره. امیدوارم.

1- معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه )

معبد آرتمیس در افوسوس

معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه) يکی از زيباترين بناهای ايام گذشته بود. اين بنا با داشتن 100 ستون مرمری زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر میرسید يکی از عجايب هفتگانه به حساب می آيد . اين معبد فضايی را در بر می گرفت که تقريبا چندين برابر وسعت آکروپليس در آتن بود . ميتوان گفت که معبد آرتميس صعود و سقوطهای بسياری را در طی قرنها پشت سر گذاشت. اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در550 سال پيش از ميلاد در آتش سوخت. بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتری بازسازی شد . اين بنا برای دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدی توسط فردی بنام هروستراتوس که برای به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه های بی نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از ميلاد برای هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين معبد باقی ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت.

معبد آرتمیس در افوسوسمعبد آرتمیس در افوسوس
معبد آرتمیس در افوسوسمعبد آرتمیس در افوسوس

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ

نظرات ()

خطای چشم

 اين تصاوير برای تعيين ميزان توانايی كنترل استرس افراد به كار می روند

  

هر چه توانايی كنترل استرس در شما پايين تر باشد حركت بيشتری در اين عكس ها خواهيد ديد.

{برای دیدن عکس ها در سایز بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید}

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ

نظرات ()

وقتی روابط طبيعت برعكس ميشه - عكس

سیمرغ  

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ

نظرات ()

بنز مرواريد نشان٬ مخصوص شاهزادگان ميلياردر عرب

  

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ

نظرات ()

ايميلی از جهنم !

روزی مردی به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه ای ديگر از اين کره خاکي ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه بازگشته بود با اين فکر که شايد تسليتی از دوستان يا آشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور می افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابی غافلگير شدی . راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا میاد ميتونه برای عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز برای ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اينجا گرمه  !!!

 سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ

نظرات ()

آچار

نمردیم و معنی ” آچار“ رو هم فهمیدیم!


آچار


روی عکس کلیک کنید تا بزرگ بشه!

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ

نظرات ()

چند راهکار برای حفظ جيب مردان متاهل!!!!

1- چنانچه روزی از سر کار به منزل آمديد و مشاهده کرديد که همسرتان بر خلاف روزهای گذشته تمام کلماتی که بر زبان می آورد با پسوند عزيزم همراه می باشد مثل : سلام عزيزم , خوبی عزيزم , خسته نباشی عزيزم و ... هشيار و آگاه باشيد که او صد در صد خواسته مالی از شما دارد , به همين دليل به حربه ... کردن ( اشتباه كرديد! منظورم خام كردن بود) متوسل شده است .

پس قبل از اينکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نمايد , شما پيش دستی کنيد و به او بگوييد :عزيز تر از جانم , يکم پول داری بهم قرض بدی؟

        

        

 

 

2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه های واهی شما را به خيابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی يک طلا فروشی هستيد , از علاقه شديدش به گردنبند طلای چند کيلويی! پشت ويترين با شما صحبت می کند , کاملا مطمئن باشيد و ذره ای شک به خود راه ندهيد که همسرتان از حربه ای غير مستقيم استفاده کرده و منظورش اين بوده که روز زن که هديه تان را باز می کند داخل هديه با اين گردنبند مواجه شود .

پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگوييد : « عزيزم من واقعا از اين مردايی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هديه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قياس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با يک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»

 

                             

 

 

3- چنانچه لحظه ای که از سر کار می آييد و درب منزل را باز می کنيد , بر خلاف روزهای گذشته با عطر دلنگيز خورش قرمه سبزی که در فضای منزل منتشر شده مواجه می شويد و صدای همسرتان را از داخل آشپزخانه می شنويد که می گويد : «عزيزم امروز غذايی رو که دوست داری برات پختم» شک نکنيد که همسرتان می خواهد از حربه نمک گير کردن استفاده نمايد و بعد از ميل غذا حتما خواسته ماليش را مطرح خواهد کرد .

پس براي اينکه نمک گير نشويد و محتويات جيبتان حفظ شود , جلوی شکمتان را بگيريد و بگوييد : عزيزم من بيرون غذا خوردم.

 

                 

 

4- چنانچه در ايام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبيل شخصی داريد , به طور يقين بدانيد که طبيعت زن جوری است که اگر به او رو داده شود دلش می خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور می کند , مقاديری از سوغات آن ديار را براي اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .

پس چنانچه می خواهيد که سفر خوب و خوش و لذت بخشی را داشته باشيد بدون اينکه پولی به سوغات داده باشيد در ضمن از غرغر های همسرتان هم در امان بمانيد , از همان ابتدای سفر , کمربند ايمنی صندلی همسرتان را طوری ببنديد که کاملا از روی دهان او عبور کند و آنرا طوری قفل کنيد که ديگر باز نشود .

                                    

 

 

5- و چنانچه روزی بعنوان يک نويسنده مشغول نوشتن يک چنين مطالبی بوديد و مشاهده کرديد که همسرتان با يک لبخند تصنعی و در حاليکه در يک دستش وردنه و با يک دست ديگرش يک ساتور حمل می کند و دارد به سمت شما می آيد , مسلما همسرتان قصد دارد از حربه زور در مقابل شما استفاده نمايد.

پس بدانيد و آگاه باشيد که هيچ کدام از راهکارهای بالا در اين لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان می باشد .

از من که گذشت ولی به شما نصيحت می کنم که هميشه به فکر چنين مواقعی باشيد و هيچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگيريد !!!

                       

برگرفته از: www.majidmahjoor.blogfa.com

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ

نظرات ()

تولد نوزادی با 4 پا در آفريقا

شب گذشته، پنجشنبه در بيمارستان لبوكگومو در خارج پولوكوين، پايتخت ليمپوپو ايالتی در جنوب آفريقا نوزادی با چهار پا به دنيا آمد.

به گزارش روز جمعه گاردين چاپ لندن، به گفته پزشكان اين تولد از موارد بسيار نادر به حساب می آيد.
فوتی سلوبا، پزشک وی اظهار كرد :گرچه اين حادثه در 10 سال گذشته بسيار نادر بوده است اما ما پزشكان با اين گونه تولدها آشنا هستيم و به مادر و خانواده اين كودک كمك می كنيم كه وی بتواند مانند يک انسان معمولی به زندگی خود ادامه دهد.
تولد با اعضاي اضافی موسوم به پلی مليا می باشد كه بسيار نادر است.
موردی مشابه نيز در سال ژوئيه 2003 در زامبيا رخ داد.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ

نظرات ()

چند تا عکس جالب !!!

سنجاب فضول ميخواد ببينه اون تو غذا هست يا نه

بزرگترين اسكی روی آب دنيا كه توی كانادا انجام شد

گير افتادن گوسفندی

photo 7

پس اين آمريكايی ها هم كلک رشتی بلدند

يک مجسمه جالب وسط پياده رو

شير بی تربيت

اين هم زير نويس فيلم هاي خارجی  نه نه متشكر عزيز دل انگيزم فقط ديگه مونده بعدش بگه چاكرتيم باصفا خيلی بامرامی

 

اين هم بزرگترين گربه خانگی دنيا كه زده رو دست هرچی گربه وحشی و گرگ و شغال

من گنگ خواب ديده و عالم...

اين هم خبرنگار خبرگزاری ايران كه هيچ فرصتی رو از دست نميده البته برای خواب

يه منظره رويايی كه واقعا ديدنی بود حيفم اومد نزارم

عجب هدف خوبی

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ

نظرات ()

اندر فواید شلوار کوتاه

شيخی را گفتند : مدتی است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياری اين البسه بر تن می کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزی بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت:خاموش!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم. گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت: چون دختران شلوار کوتاه پوشند،  پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند. چون پايين را بنگرند هم از گزند تيرشيطان در امان مانند هم از شر چاله!

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در پنجشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ

نظرات ()

تبریک روز مادر از این دور دورا!

چون از این فاصله دور نمیشد به شما هدیه بدم٬ گفتم حداقل اینجا این کارو بکنم.

روز مادر مبارک!

مادر، روزت مبارک

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

نظرات ()

ماهيگيران يک موجود دريايی ماقبل تاريخ را خوردند!

بر ساحل " آزو " از سواحل دريای سياه منطقه‌ای مسكونی وجود دارد كه مردمانش يک موجود دريايی عجيب و غريب مربوط به دوران ماقبل تاريخ را خوردند. Go to fullsize image

دو هفته پيش ماهيگيران اين منطقه گونه‌ای جانور شبيه به كوسه از دريا صيد كردند كه مانند ميمون جيغ می‌زد.

به نوشته پراودا، صيادان از شكل هول‌انگيز اين جانور جا خوردند، چون اين جانور دمی دراز و سر و بدنی كشيده داشت. وزن اين صيد نزديک به 100 كيلو بود.

متاسفانه خبر صيد اين جانور مربوط به ماقبل تاريخ خيلی دير به گوش دانشمندان و جانورشناسان رسيد، چرا كه صيادان با گوشت اين ماهی غذاهای گوناگون پختند و خوردند و گفتند كه خيلی خوشمزه بود!

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ

نظرات ()

ساحل مصنوعی ژاپن به نام گنبد اقيانوس OCEAN DOME

اين برای شماييه كه عاشق ساحلين...
اينجا يک نمونه ديگه از مهندسی و ساختمانه. اين بار مكان ژاپن هست.

اين تصويری از نمای خارجی ساختمونه. به محوطه بيرونيی توجه كنيد ...  كوهها، ساحل دريا، زمين گلف، مناطق مسكونی.

فكر می كنين داخل اين ساختمون چيه؟

بله! اين گنبد اقيانوسه!

سقف قابل جمع شدنه...

پس موج سواری آماده است .. بارون يا آفتاب!

وقتی سقف بسته است، شما هنوز آسمون آبی و ابرهای پف كرده سفيد رو دارين ...

ساحلی رو تصور كنين كه آسمون هميشه آبيه، هيچوقت خيلی داغ يا سرد نميشه، آب پر نمک يا آلودگی نيست، و موج سواری هميشه عاليه - به گنبد اقيانوس خوش آمديد، تنها ساحل زير سقف در دنيا.

گنبد اقيانوس كوه آتشفشان و ماسه مرمری فشرده خودش رو داره، و افتخار بزرگترين سقف جمع شدنی دنيا، كه يک آسمون آبی هميشگی رو فراهم می كنه. دما، باد و رطوبت بدقت كنترل ميشه تا يك تجربه "كنار دريا"ی كاملاً امن رو فراهم كنه.

هر ساعت، آتشفشان فوران می كنه و ماشينهای بادی پيشرفته به كار مي افتن، و چند دقيقه ای موج سواری امن و بهداشتی رو آغاز می كنن.

ورودي 50 دلار آمريكاست بازای هر نفر، كه به نظر گرون مياد مخصوصاً وقتی يک ساحل طبيعی مجانی فقط 300 متر اونطرف تر هست.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در سه‌شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ

نظرات ()

داستان طنز مديريت ايرانی

يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند .
هر تيم شامل 8 نفر بود . در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ،

تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...

race2.JPG

بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...

مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...

بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...

race4.JPG

و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!

race5.JPG

اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..

بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !

race6.JPG

از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !

race7.JPG

......

...........

و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!

race8.JPG

بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .

race9.JPG

اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...

race10.JPG

مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :

تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !!

منبع : www.ewo.blogfa.com

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در سه‌شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ

نظرات ()

شکلات مسهل - طنز

نزديكيهای ساعت 9 بود كه تقريبا همه اعضای گمرك خرمشهر برای بازكردن و تفتيش چند صندوق چوبی بزرگ خوش ظاهر كه از آمريكا آمده بود گرد يكديگر جمع شدند. پيشخدمتها با تيشه و تبر به كندن ميخ و تخته‌هاي روی جعبه مشغول شدند و پس از آنكه پوشال روی صندوقها را پس زدند بوی خوشی برخاست كه همه مطمئن شدند صندوق‌ها محتوی شكلات می‌باشند.Go to fullsize image

طبق معمول در يك قوطی باز شد و يكی از كارمندان برای خود و رفقايش از آن شكلاتها مقداری برداشت. طعم و مزه شكلاتها نيشها را باز كرد و دهن همه به جنبش افتاد و متعاقب آن چندين بسته ديگر مورد ناخنک حضرات از رئيس گرفته تا مامورين جزو اداره قرار گرفت و گذشته از آن هر يك از اعضا چندين بسته نيز برای اهل بيت خود كنار گذاشتند كه موقع ظهر با خود ببرند!

يک ساعت بعد صندوقها ميخكوب و براي تحويل شدن به صاحب جنس آماده بود و كارمندان نيز در پشت ميزهای خود مشغول كار شدند ولی گاهگاهی صدای زنگ بلند می‌شد و كارمندان به پيشخدمتها آب خوردن می‌دادند.

لحظه به لحظه مرض عطش در عمارت گمرك شدت يافت و به فاصله نيم ساعت بشكه حلبی بزرگ عمارت گمرك خالی و دوباره پر از آب شد ولی تشنگی كارمندان از بين نرفت! رئيس خواست به منزل جيم شود ديد معاون اداره تقاضای دوساعت مرخصی كرده و ساير اعضا نيز هركدام به بهانه‌ای طلب مرخصی نموده و قصد خروج را دارند. ناچار در جای خود باقی ماند.

صدای قار و قور شكم اعضای دله گمرک از هر طرف بلند بود و در عرض چند دقيقه هجوم عمومی به طرف مستراح شروع شد ولی بدبختانه يا خوشبختانه عمارت گمرك بيش از يك آبريزگاه گلی و يك آفتابه حلبی نداشت. لحظه به لحظه مراجعه كنندگان مستراح زيادتر شد و بعد از يك ربع هيچكس در اتاقها ديده نمی‌شد. همه برای رفتن به مستراح از سروكول هم بالا می‌رفتند. فراش، انديكاتور نويس، بازرس، هيچكدام طاقت يك دقيقه انتظار را نداشتند. هر كس هم كه داخل جايی بود به اين زوديها كارش تمام نمی‌شد به همين جهت هر كس داخل می‌شد يك فصل فحش از بيرونی‌ها می‌شنيد تا كارش تمام شود و بيرون بيايد.

جناب رئيس به گمان اينكه آنجا هم تك و توش بر می‌دارد با طمطراق عازم شد ولی احدی ملاحظه او را نكرد. كم كم صدای او هم بلند شد كه: منتظر خدمتتان می‌كنم، به بندرعباس انتقالتان می‌دهم، حمالها، فلان فلان شده‌ها، چرا ملاحظه رئيس و مرئوسی را نمی‌كنيد؟

ولی هيچكدام از اين حرفها و تعارفها اثری نداشت! در اين گيرودار رئيس بيچاره دفعتا متوجه خود شد و ديد كه شلوار خود را مظفرانه كثيف كرده است! خواست به گوشه‌ای برود و شلوار خود را عوض كند كه ناگهان اتومبيل شيك آخرين سيستمی جلوی عمارت گمرک ترمز كرد و يكي از بازرسهای معروف گمرك جنوب كه مامور سركشی گمرك خرمشهر بود پياده شد.

اولين چيزی كه نظر او را به خود جلب كرد اين بود كه در گزارش خود بنويسد: نبودن پاسبان جلوی عمارت.... از پله‌ها بالا رفت، هيچكدام از اعضا را نديد. از درون اتاقها هم صدای نفس‌كشی شنيده نمی‌شد. بدبخت با عصبانيت به طرف اتاق رئيس رفت. رئيس بدبخت از مشاهده بازرس خود را باخت و رنگ از رويش پريد و از اينكه به علت اشكالات فنی! نمی‌توانست از جا بلند شده و تعارف بكند بی‌اندازه شرمگين شد با اين حال با لكنت زبان خير مقدمی گفت و اضافه نمود كه به علت رماتيسم و درد پا قادر به تكان خوردن نيستم و بعد هم زنگ زد تا فراش آمده و برای مهمان تازه وارد چای و شيرينی بياورد ولی هيچكس در راهروهای عمارت وجود نداشت تا به زنگ رئيس پاسخ دهد!

بازرس در حالی كه از اين قضيه در فكر فرو رفته بود چند دور با عصبانيت طول اطاقها را طی نمود و در اين اثنا يكمرتبه چشمش از پنجره به بيرون افتاد و از مشاهده هجوم اعضا و معاون گمرك به مستراح بی‌اختيار خنده‌اش گرفت. مخصوصا چندنفری كه طاقت نياورده و دولادولا در گوشه‌های حيات، پشت درخت‌‌های نخل مشغول! شده بودند، توجهش را بيشتر جلب كرده و بر تعجبش افزوده بود! بوی تعفن گيج كننده‌ای فضای گمرك را معطر ساخته بود!

تمام اين جريانات كه باعث رسوايی كارمندان گمرك گرديده بود شاهكار يک جوان ارمنی بود كه مرتبا از آمريكا شيرينی و شكلات وارد می‌كرد و چون هردفعه بيش از نصف هر صندوق را آقايان محض تبرک! مي‌چشيدند و طبق معمول هيچ مرجعی هم برای شكايت نداشت، حقه‌ای به كار زده و این بار سفارش داده بود كه برای او شكولاكس يعنی شكلات مسهل بفرستند و به طريقی كه ملاحظه شد به بهترين وجهی انتقام خود را از شكمهای دله كارمندان گمرك خرمشهر گرفت!

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ٩ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ

نظرات ()

دو تا عکس جالب!!!

اين تابلوی شهری هست كه جرج بوش به دنيا اومده.  زيرش نوشتند ما معذرت می خواهيم حتما می خواستند بنويسند ما معذرت می خواهيم كه يه همچين اعجوبه‌ای توی شهر ما تحويل دنيا داده شد.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ٩ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ

نظرات ()

چند تا عكس دستكاری شده برای شوخی












Click here to see a large version


 سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در شنبه ٩ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ

نظرات ()

عكس های جشنواره گل در ايتاليا

همه ساله در نزديكی رم جشنواره اينفيوراتا برگزار می شود

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

 . Photo: © АФП 2007, Tiziana Fabi.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ

نظرات ()

صد بار گفتيم دست زنها ماشين نديد - عكس
 سیمرغ

کلمات کلیدی :











نوشته شده توسط دایی علی در جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ

نظرات ()

نامه يك پسر سوم ابتدايي به پريسا دختر همسايه !!!



سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در چهارشنبه ٦ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ

نظرات ()

چند ثانيه لبخند!

عابر بانك - فكر كنم فقط افراد ورزشكار و يا بلند قد ميتونن از اين عابر بانك استفاده كنن

صرفه جويی در وقت و پول و هزينه  و همه چی

ابوالهول هم نشديم

 

بيچاره پدر این ۹ قلوها

حق تقدم عابر پياده

تصوير جالبی از شكار پرنده ها

بفرمائيد سوسيس فروشی سيار

تا حالا مبارزه جوانمردانه ندیده بودین؟! خب حالا ببینین! 

به اين ميگن كمك به همنوع

اين هم از اون طرفدار های متعصب فضای سبزه

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ

نظرات ()

پول نویسی

تا حالا شده با دقت به پولی که تو دستتونه نگاه کنین؟ همه ما اعتقاد داریم تو این دوره زمونه پول سریعتر از اونی که به دست بیاد، خرج میشه. بی خودی نیست که از قدیم گفتن:"پول مثله چرک کف دست میمونه". منم میگم اگه یه کم سرعت خرج کردن رو پایین بیارین و به عبارتی دستاتونو دیر به دیر بشورین! حتما به این مهم دست می یابید. البته منظورم اون اسکناس های خشک تا نخورده نیست. منظورم اون کهنه هاشه که هر آن میترسی از وسط باز بشه!
بعضی ها عادت دارن اسکناس عیدی رو امضا کنن و زیرش بنویسن: توجه، اگه اینو تا سال دیگه خرج نکنی دوبرابر عیدی می گیری!!! و حالا اون اسکناس دست شماست!...عجب توجهی؟!
من حتی لیست خرید هم رو اسکناس دیدم! تخم مرغ- گوجه- نون... عجب شامی؟!
بعضی وقتا هم دست کاری هایی رو نقش و نگارای اسکناس مشاهده میشه!...عجب حوصله ای؟!
وگاهی وقتا به غیر از نوشته های رسمی و معمول، روی اونا به یادداشت ها،  یادگاری ها ودرد دل هایی بر می خوری که با خوندنشون دوست داری اون اسکناس رو تا ابد خرج نکنی و پیش خودت نگه داری. نوشته هایی که یا اشکت رو در میاره و یا یه دل سیر میخندونتت.من دو تا نمونه هاشو این زیر میارم. خودتون ببینین و قضاوت کنین! اگر هم تا حالا به مورد جالب بر خوردین واسم بنویسین.



بر گرفته از : www.haditoons.com

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ

نظرات ()

دهقان فناکار

دهقان فناكار


يكی بود يكی نبود. يكی از روزهای گرم تيرماه بود. يك دهقان فداكاری بود كه ريزاحمد نام داشت و خيلي به شدت احساس فداكار آلودگی می‌كرد و تصميم گرفته بود پوز پترس فداكار اجنبی را بزند. يكی از همان شب‌های تيرماه كه ريزاحمد خسته و كوفته از سر كار به خانه برمی‌گشت و در حال خواندن يك ترانه محلی گرمساری روی ريل‌ها بود (معلوم نبود بالاخره اون شب بارون می‌اومد يا نمی‌اومد. به من و شما مربوط نيست قصه را بچسبيد و درستان را بخوانيد) بله اون شب كه بارون ‌اومد... يارم لب بون اومد... نه اين مربوط به درس نبود. حواس نمی‌گذاريد برای آدم. بله اون شب كه بارون می‌اومد ريزاحمد روي ريل قطار داشت مي‌رفت كه ديد كوه ريزش كرده و سنگ‌های بزرگ‌ناكی افتاده‌اند روی ريل به چه درشت‌جاتی.
ريزاحمد پيش خود فكر كرد: ياپيغمبر! الان قطار می‌آيد و همه‌ مسافرها خاكشير می‌شوند و آبرويمان پيش بين‌الملل و سرخه صليب می‌رود.
ريزاحمد كه ديد كوه ريزش كرده به ذن فرو رفت و پس از دقايقی رفتن به عوالم روحانی و مديتيشن ای‌كيوسانی، فكر بكر و منطقی خوبی به كله‌اش رسيد و تصميم گرفت براي اين كه قطار به سنگ‌ها نخورد و از خط خارج نشود خودش قبلاً آن را منفجر كند! اين كه چطور اين فكر بكر به مخ احمدک ما رسيد به شما مربوط نيست، درس‌تان را بخوانيد.
بله ريزاحمد با اين فكر چند ديناميت از جيبش در آورد و آن را به ريل قطار بست. همين كه قطار نزديك شد ريزاحمد ديناميت‌ها را روشن كرد. (البته برای دماغ‌سوخته كردن مستندسازان فضول او به دليل بارندگی به جای كبريت از فندک المنتی استفاده كرد). بعد از چند ثانيه ديناميت‌ها گرومپی منفجر شدند و قطار با صدای وحشت‌انگيزناكی از ريل خارج شد و سر و كله‌ مسافران و لوكوموتيوران را هم شكست و پدر صاحب بچه‌ همه‌شان را درآورد.  لوكوموتيوران زخمی و عصبانی از قطار چپ شده خودش را كشيد بيرون و به قصد كشت دنبال ريزاحمد گذاشت. ريزاحمد بی‌گناه و معصوم هم كه ديد هوا پس است پا گذاشت به فرار و حالا ندو كی بدو. لوكوموتيوران هم پشت سرش با مشت‌های گره كرده و فحش‌های هجده سال به بالا همچنان می‌دويد تا رسيدند به نقطه و محل ريزش كوه. و آنجا بود كه لوكوموتيوران خشكش زد.
لوكوموتيوران كه ديد كوه ريزش كرده و فهميد ريز احمد چه فداكاری بزرگی كرده اشك در چشم‌هايش جمع شد. ريزاحمد را بغل كرد و های های شروع كرد به گريستن. بقيه مسافران و خبرنگاران بين‌المللی و روسای ايستگاه‌های قطار هم با فهميدن حادثه به محل آمده دور آنها جمع شدند و صحنه  ملودرام هندی ‌ناك و باليوود آسايی به وجود آمده بود كه اشک از مشک قورباغه در می‌آورد. عكاسان كليک كليک عكس می‌گرفتند و بقيه در دستمالشان فين می‌كردند و توليد آب دماغ در آن سال از همين جا فراوان شد.
به زودی عكس ريزاحمد را به عنوان دهقان فداكار در تمام كتاب‌های دبستانی و دانشگاهی و روی جلد مجله تايمز زدند و تفاسير متعددی از روش‌ فداكارانه ريزاحمد و ذكاوت او در دنيا انجام شد. حادثه آن شب فراموش ناشدنی به عنوان درس عبرت و الگويی برای فرزندان عالم شد.
هنوز كنار ريل‌ها، قطار از خط خارج شده‌ زنگ‌زده‌ای وجود دارد كه به عنوان يادبود عكس ريزاحمد فداكار را در حالی كه نيشش تا بناگوش باز است روی آن زده‌اند و زير آن نوشته: ما اينیم.
سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ

نظرات ()

40 تصوير فوق العاده زيبا

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ

نظرات ()

آموزش ساخت يک سريال اشک‌آور در سه سوت!

چشم آبی‌ها در اولويت هستند!

خانواده‌ فقير سريال در يک خانه‌ ويلايی حدودا پنج هزارمتری در حوالی قلهک و يا زعفرانيه ( كه خدا تومن می‌ارزد) ساكنند. اين ويلا باغ دارد ولی باغبان ندارد. يكی از نشانه‌های بارز فقير بودن ساكنين اين‌است كه يكی از موزاييک های باغ حتما بايد شكسته باشد.

برای صرفه‌جويی در تعداد بازيگران بهتر است از همان اول پدر خانواده مرده باشد و فقط به صورت عكسی روی ديوار نشان داده شود و يا اگر بودجه باشد، پدر باشد، ولی در همان قسمت‌‌های اول به ديار باقی بشتابد.

حوض مدل قديمی جلوی خانه از واجبات است كه در عزا و عروسی كاربرد دارد. گوسفند قربانی آخر سريال به شير اين حوض بسته خواهد شد.

با اينكه آشپزخانه‌ بزرگی در ساختمان هست ولی برای نشان دادن فقر، بهتر است ظرف‌ها حتما كنار همين حوض شسته ‌شوند. همين‌طور سبزيجات و ميوه‌ها!

جميع اناث سريال دماغشان عمل كرده و سربالاست. بين ابروها بوتاكس زده شده. گونه‌ها مصنوعی و ابروها شكاف داده شده تا دمشان به طرف بالا برود. تاتوی ابرو و دور چشم و دور لب انجام شده ولی مرتب آه و ناله می‌كنند كه خرج عمل قلب دختر خانواده را ندارند. يا پول ندارند برای پسر كوچك خانواده كتاب درسی بخرند.

زنان فقير سريال موقع خواب آرايش غليظ روی صورت دارند، گويا قرار است پدر خانواده كه در قيد حيات نيست به خوابشان بيايد. شام نخورده‌اند ولی لپشان از رژ گونه‌ غليظ ٬ گل انداخته ‌است.

پسر بزرگ خانواده حتما بايد موهايش بلند و ژل‌زده باشد. چشم‌آبی‌ها برای گرفتن اين نقش ارجحيت دارند. برادر فقير كفش‌های مارک‌دار نايک و آديداس اصل به پا دارد كه ممكن است پاشنه‌هايش را برای نشان دادن بهتر فقر خوابانده باشد. ساعت رادو يا تيسوت دستش باشد و از همه مهم‌تر، پسر بزرگ خانواده حتما بايد معتاد باشد!

دايی خانواده حتما پولدار است و گاهی كه خانواده فقير زيادی به خنسی می‌خورد ( بدهكاری زياد به سوپر سر محل) يا قرار است برای دختر خانواده خواستگار بيايد مثل سوپرمنی سرو كله‌اش پيدا می‌شود. زن‌دايی بهتر است كمی بدجنس باشد و گاهی از كار دايی ممانعت كند تا قصه جذاب‌تر شود. دايی بايد حتما دستمال گردن زير پيراهنش بسته باشد. آپارتمانش 150 متری و اتومبيلش پرايد هم بود، بود! وقتی ما می‌گوييم خيلی پولدار است، تماشاگر باور می‌كند.

مادر خانواده حتما بايد شب و روز خياطي كند. (بچه‌ها حتی اگر سی سالشان هم باشد نبايد سركار بروند تا فقر بهتر نشان داده شود). چرخ خياطی سينگر قديمی هندلی و بدون موتور برقی پيشنهاد می‌شود. گاهی مادر بايد خوابش ببرد روی چرخ و دخترش بيايد بيدارش كند و كمی همديگر را بغل كنند. ( گريه را می‌گذاريم برای مرحله بعد).

                       

 پايان خوب و خوش سريال!

تصادفا(!) برای دختر خانواده خواستگار پولدار و تحصيل‌كرده و خوش‌تيپ و همه‌چيز تمامی پيدا می‌شود كه خبر از فقر و بی‌جهازی و ناراحتی دختر ندارد. پدر و مادر پسر هم بايد چشمشان دنبال زمين پنج‌هزار متری خانه باشد.

اينجاست كه دختر و مادر بايد بغل هم گريه كنند كه وای اگر پسر بفهمد كه دختر عمل قلب می‌خواهد و يا جهيزيه ندارد می‌رود سراغ دختر ديگری و دختر فقير قصه‌ ما بی‌شوهر می‌ماند.

با وجود گرانی گوشت و لپه و ليموعمانی و ...  غذای خانوداه  فقير سريال هميشه خورش قيمه‌ است با پلوی كيلويی دوهزار تومنی‌ كه با زعفران مثقالی سيزده ‌هزار تومن و خلال بادام کیلویی دوازده هزار تومن به طور مبسوطی تزئين شده و دايی قصه اين غذا را به پيتزاهايی كه بچه‌هايش سفارش می‌دهند و غذاهای زن رژيمی‌اش ترجيح می‌دهد.

خواستگاری حتما بايد چند بار تجديد شود و هر دفعه دسته‌ گل داماد بايد به گوشه‌ای پرتاب شود تا نشان بدهند خانواده‌ی فقير سريال بسيار غيرتمند و مغرور هستند. اما وقتی خواستگار می‌رود ٬ می‌نشينند نقشه می‌چينند كه چطور او را كاملا به دام بيندازند !

خرج عمل دختر را خواستگار بايد تأمين كند آن‌هم بدون اطلاع پدر و مادرش. بايد از گاوصندوق كارخانه‌ پدر بدزدد يا طلاهای مادرش را كش برود و آب كند. ( دايی در اين مرحله هيچكاره‌است).

اوج دراماتيک داستان وقتی‌ست كه مادر و پدر خواستگار می‌فهمند كه پسرشان خرج عمل يک دختر فقير مريض را داده آن هم از پول دزدی ! در اين مرحله دختر و مادر و خواهر مرتب در بغل يكديگر گريه سر می‌دهند. اين سكانس بايد جوری بازی شود كه تماشاگر به هق‌هق بيفتد.

پسر معتاد خانواده به ناگاه به صرافت ترک اعتياد می‌افتد و يک‌هو متحول می‌شود. می‌رود الكی دو سه نفر را لت و پار می‌‌كند كه نشان دهد خواهرش چندان هم يتيم و بی‌كس نيست.

اينجاست كه به كمک برادر و دايی قصه، پدر و مادر خواستگار متحول می‌شوند. برادر را در كارخانه‌شان استخدام می‌كنند و يک بار ديگر با دلی شاد و لبی خندان به خواستگاری دختر می‌روند.

روز عروسی خانه‌ ويلايی با ريسه‌های لامپ با سرپوش پلاستيكی تزئين شده. عده‌ای پسر غريبه مشغول چيدن ميز و صندلی كرايه‌‌ای هستند. گوسفندی بغل حوض به شيرآب بسته شده و دايی دارد به او علف می‌دهد و در ديالوگی می‌فهميم كه پولش را او داده. ميوه ‌ها در حوض غوطه‌ورند كه همسايه‌ی سمت چپی و سمت راستی با چادرهای كدری كه معلوم نيست تا حالا كجا بوده‌اند ، مشغول صيد ميوه‌ها با سبد پلاستيكی هستند.

عروس و داماد با بنز گل‌زده از راه می‌رسند و...

سريال صد قسمتی سيمای فقر به خوبی و خوشی به پايان می‌رسد و همه‌ مردم بعد از مدت‌ها شب سر راحت بر بالين می‌گذارند.

سیمرغ

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ

نظرات ()

عكسهای سه بعدی در داخل استخرها


www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس


www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس
www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

www.3jokes.com - عكس هاي خنده دار جوك اس ام اس

سیمرغ 

کلمات کلیدی :

این عکس ها با فتوشاپ درست نشدن!

نه، اشتباه نکنین، واقعی هم نیستن!

این ها همه نقش های کاشی های استخرها هستن !!!

نوشته شده توسط دایی علی در یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ

نظرات ()

امين حيايی ستاره 8 ميلياردی!

با فروش دو ميليارد و نيمي "اخراجي ها" در تهران و شهرستان ها امين حيايي در صدر جدول پول سازترين بازيگران سينماي ايران قرار گرفت. فروش باورنكردني فيلم مسعود ده نمكي موجب شد تا حيايي به ركوردي منحصر به فرد در ميان پول سازترين بازيگران سينماي ايران دست يابد. بر اساس اين گزارش سال گذشته دو فيلم از حيايي با نام هاي شام

عروسي(ابراهيم وحيدزاده) با 512 ميليون تومان و تله (سيروس الوند) با 300 ميليون تومان نام او را جزو پول سازترين بازيگران سينماي ايران ثبت كردند. در سال 1384 سه فيلم از امين حيايي در فهرست 10 فيلم پر مخاطب سال قرار گرفت. شارلاتان (آرش معيريان) با 410 ميليون تومان فروش اكران تهران در صدر جدول قرار گرفت. آكواريوم(ايرج قادري) و زن زيادي (تهمينه ميلاني) نيز در اين سال به ترتيب با 400 و 300 ميليون تومان در فهرست پر مخاطب ترين فيلم هاي سال قرار گرفتند. در سال 1383 نيز كما (آرش معيريان) با بازي امين حيايي ركورد شكن شد و در اولين نمايش تهران خود 610 ميليون تومان فروخت كه تا آن زمان فروش بي سابقه اي محسوب مي شد. در اين سال حيايي فيلم مهمان مامان را هم در فهرست ده فيلم پر مخاطب سال داشت كه اين فيلم 480 ميليون تومان در تهران فروخت. البته او در سال 1382 نيز دو فيلم پر فروش ديگر داشت، عروس خوش قدم( كاظم راست گفتار) با 360 ميليون تومان در اكران يك تهران و دختر ايروني ( محمد حسين لطيفي) با فروش 343 ميليون توماني، مزاحم (سيروس الوند) با فروش 265 ميليوني خود پر مخاطب هاي امين حيايي در جدول اكران سال 81 بوده و دست هاي آلوده(سيروس الوند) و تكيه بر باد(داريوش فرهنگ) نيز اين موفقيت را در سال 1379 با فروش 230 و 220 ميليوني در جدول اكران براي امين حيايي رقم زده اند. اين آمار ثابت مي كند جمع فروش فيلم هاي حيايي در 15 سال حضورش در سينماي ايران با احتساب فروش كل فيلم هاي پر مخاطب و نيز فيلم هايي كه با بازي او اكران شده اند و در تهران و شهرستان ها فروش متوسطي داشته اند ( شامل 15 فيلم ديگر كارنامه وي) به رقم تقريبي هشت ميليارد توماني مي رسد كه البته فروش بالاي فيلم اخراجي ها و كما در ثبت آن تاثير بسزايي داشته است ضمن اينكه اين روزها فيلم نقاب ( كاظم راست گفتار) نيز با بازي وي اكران شده كه احتمال موفقيت بالاي اين فيلم در گيشه هم مي رود، همچنين سنگ كاغذ قيچي (سعيد سهيلي) اين پتانسيل را دارد. موقعيت حيايي در پولسازي با اكران اخراجي ها دست نيافتني شده و به اين ترتيب او بالاتر از بازيگراني چون محمدرضا گلزار، هديه تهراني، بهرام رادان و محمدرضا شريفي نيا قرار مي گيرد كه هر كدام در فيلم هاي پر مخاطب زيادي (برخي به شكل مشترك با حيايي) بازي كرده اند.

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط دایی علی در جمعه ۱ تیر ۱۳۸٦ و ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ

نظرات ()

مطالب پیشین

اگر فرزند دختر می‌خواهید ، این خوراکی ها را میل کنید
10 شهر فراموش‌شده تاریخ
دایی
روش هایی برای کتابخوان کردن کودکان
مردان بیشتر از زنان دروغ میگویند
اسم شما چه رنگی است؟
خطر خوردن عسل برای کودکان زیر 4 سال
فوائد داشتن دماغ بزرگ!
تأثیر گذارترین فرد در تاریخ بشریت
وطن

درباره



 
درباره :
پروفایل مدیر : دایی علی

لوگوی ما
سيمرغ


نویسندگان همکار

دایی علی


جستجو

     

صفحات وبلاگ 

عکس خصوصی گلاب آدینه



صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب

 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by simorgh19

Design By : wWw.Theme-Designer.Com